فریادهای دل تنها
و اما سلاحش هرکس به تعداد اشکهایی که میریزد ترفیع میگیرد، ورود به پادگانش به اجبار نیست، در اختیار است. فرمانده سربازان را برای ماموریتی انتخاب نمیکند، راستی کسی از پادگان ترخیص میشود که برای فرمانده سر ببازد. هجدهم تیرماه هشتاد و نه - دانشگاه آزاد کرمانشاه
در پادگان عشق که یار فرماندهی کند
خبری از حصر توسط سیمهای خاردار نیست
ایمان است که مرزها را تعیین میکند
جان نمیگیرد....
آهنین نیست که احساس را نفهمد...
سینه ی پدر یک کودک را نمیتواند نشانه گیرد....
استفاده از آن همچو کلاش و ژ3 آسان نیست!!
تنها سپری در مقابل تهاجمات است که در پادگان به تقوا معروف است
نه اشکهایی که میریزاند.
آنها ماموریتها رو بسته به توانایی، داوطلب میشوند.


