فریادهای دل تنها
سلام یکی از شاعرهایی که دوست دارم پروین اعتصامی هست که دیگه بحق میشه گفت بهترین شاعر زن پارسی است. اگر هم کسی باهاش آشنا باشه این نکته رو میدونه که کلا تو کار مناظره و مصاحبه دو یا چند چیز هست. واقعا حرفه ای این کار رو انجام میده. یکی از شعرهاش که دوست دارم رو میذارم که بخونم خودم! محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت
شاید دو انسان، دو شیء، و یا دو جاندار!
تو این شعر چقدر زیبا و بدون ترس جامعه ی فساد گرفته رو به تصویر میکشه:
مست گفت:"ای دوست، این پیراهن است افسار نیست"
گفت:"مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی"
گفت:"جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست"
گفت:"می باید تو را تا خانه ی قاضی برم"
گفت:"رو صبح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست"
گفت:"نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم"
گفت:"والی از کجا در خانه ی خمار نیست"
گفت:"تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب"
گفت:"مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست"
گفت:"دیناری بده پنهان و خود را وارهان"
گفت:"کار شرع، کار درهم و دینار نیست"
گفت:"از بهر غرامت، جامه ات بیرون کنم"
گفت:"پوسیده است، جز نقشی ز پود و تار نیست"
گفت:"آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه"
گفت:"در سر عقل باید، بی کلاهی عار نیست"
گفت:"می بسیار خوردی، زان چنین بیخود شدی"
گفت:"ای بیهوده گو، حرف کم و بسیار نیست"
گفت:"باید حد زند هشیار مردم، مست را"
گفت:"هشیاری بیار، این جا کسی هشیار نیست"
مـن مثــل هرکـس نیستـــم
یک روز هستـــم پـــــیش تـو
یک روز دیـــــــگر نیستـــــــم
از من مـخواه عاشــــق شدن
عاشقی سرابی بیش نیسـت
آن کـــــس که از مـن ساختند
جز سایـه ایی از خویـش نیســت
هــــرگــز بــــرایــــم دل مـده
چــشمــــان خــود را تـــــر نکــن
این وضـــع پــــر آشـــوب مـن
آشفتــــــــه و بـدتـــــــر نـــــکن
هرگــــز نگـــــو میــخواهمـت
من دوســـــــتت دارم هنـــــــوز
تــــو حیــف هستـــی نازنیــن
در پــــای بی مهـــــــری مـــــن
شاعرش رو نمیدونم کیه؟ اگه کسی میدونست....


