تبليغاتX
فریادهای دل تنها

فریادهای دل تنها

ماموریت اول:
گشت انتظامی با مرسدس بنز.

ماموریت دوم:
پاسداری از جلوی درب پاساژ کیش جهت جلوگیری از هر نوع نزاع.

ماموریت سوم:
اسکورت سوالات کنکور سراسری و تامین حفاظت و امنیت حوزه ی امتحانی، واقع در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه رازی.

ماموریت چهارم:
اعزام به روستای بیجانه در اطراف شهرستان، بدلیل درگیری مسلحانه و کشته شدن 2 تن از افراد روستا

ماموریت پنجم:
برقراری نظم و امنیت کنسرت احسان خواجه امیری.

ماموریت ششم:
گشت پیاده جهت جمع آوری انواع و اقسام سی دی هایی که توسط دستفروشان عرضه میشوند.

ماموریت هفتم:
گشت پیاده جهت متفرق سازی دستفروشان موبایلهای سرقتی و قاچاق.

ماموریت هشتم:
اسکورت سوالات کنکور دانشگاه آزاد و تامین حفاظت و امنیت حوزه ی امتحانی واقع در دانشکده ی فنی مهندسی دانشگاه آزاد.

ماموریت نهم:
تامین حفاظت و امنیت بانک قوامین.

ماموریت دهم:
تامین امنیت و برقراری نظم و آماده باش جهت درگیری با نیروهای برهم زننده ی کنسرت حسام الدین سراج.
(این کنسرت بدلیل اعتراض و تهدید عده ای موسوم به گروه ..... برگزار نگردید).

ماموریت یازدهم:
جمع آوری قلیان در بعضی از قهوه خانه هایی که پاتوق افراد مجرد بودند و در گیری با یکی از این قهوه خانه ها.

نوشته شده در سه شنبه 1389/04/22ساعت 20:56 توسط نیما معصومی| |

پادگان عشق....

در پادگان عشق که یار فرماندهی کند
           خبری از حصر توسط سیمهای خاردار نیست
                            ایمان است که مرزها را تعیین میکند

و اما سلاحش
        جان نمیگیرد....
                    آهنین نیست که احساس را نفهمد...
                            سینه ی پدر یک کودک را نمیتواند نشانه گیرد....
                                         استفاده از آن همچو کلاش و ژ3 آسان نیست!!

تنها سپری در مقابل تهاجمات است که در پادگان به تقوا معروف است

هرکس به تعداد اشکهایی که میریزد ترفیع میگیرد،
                                       نه اشکهایی که میریزاند.

ورود به پادگانش به اجبار نیست، در اختیار است.

فرمانده سربازان را برای ماموریتی انتخاب نمیکند،
                 آنها ماموریتها رو بسته به توانایی، داوطلب میشوند.

راستی کسی از پادگان ترخیص میشود که برای فرمانده سر ببازد.


هجدهم تیرماه هشتاد و نه - دانشگاه آزاد کرمانشاه

نوشته شده در سه شنبه 1389/04/22ساعت 20:49 توسط نیما معصومی| |