فریادهای دل تنها
ما زجان گذشتگان در نبرد خود سران پيرو خط امام
چون هژبر صف شکن ديده بان مرز و بوم کشوريم روز و شب پي رفاه خستگان ما پناه قلب شکسته ايم
تا نجات انسان ز فتنه ها نيروي انتظامي ايرانيم
و اما كابوسي از كلمات در دوران 22 روزهي حفاظت از
ميهن: بدو به خط شو. آنكارد تختها افتضاحه افتضاح. ضربهي پا نداري ها. نظام نظام نظام...چند بار بگم، آقا اين نظامت رو رعايت
كن، اينطور باشه ما بايد كتفهاي آقايون رو بهم بدوزيم. آقايون رژه نميرن كه، ميدون. صدات چرا در نمياد؟بلند بگو، هر سوت يك ضربه، چند ضربه؟ واكس پوتينها افتضاحه ها.... بايد بشه خودم رو توش
ببينم، اصلا آيينه. باز كه تو واحد صحبته؟! يك ضرب بشينن. برپا. از جلو نظام. خبر، خبر، خبر،......، دار دستهات رو بگذار تو جيبت غلت بزن. موقع خبردار، مار نيشت زد، تكون نميخوري!. تو زمين طلا پيدا كردي؟سرت پائينه! به پرچم، پيش فنگ. به دست فنگ. دوش فنگ. پا فنگ.
اسلحه رو بايد طوري به دست فنگ كني كه انگار اسلحه جزئي از
استخوان سينته. نظر به. گروهان خيلي خوب: ""درود، جناب"" گروهان خسته نباشيد: ""نصر من الله و فتح غريب و بشر
الصابرين"" ميدان تكبيـــــر: ""الله اكبر الله اكبر الله اكبر
خامنهاي رهبر،.....""
حافظان ميهنيم
همچو کوه آهنيم
جان نثار
امتيم
در مصاف دشمنيم
حامي حريم
و دين دفتريم
جان به کف مطيع حکم رهبريم
دل ز هر چه
جز حق گسسته ايم
در کمين ظالمان نشسته ايم
در خدمت مکتب و قر انيم


