فریادهای دل تنها
در فارسي از
واژههاي "تن پوش"، "پوشاك" و ... براي لباس بكار ميرود كه
بوضوح مفهوم پوشش و مخفي كردن را القا ميكند. اما آيا امروزه
از لباس افراد و مشخصا خانمها، اين مفهوم برداشت ميشود؟ البته پوشيده
نبودن پوشش ها و يا به نوعي برهنگي موضوع بحث اصلي من نيست اما ناگزير مطلب بدين
جا نيز ميرسد، كه سعي ميكنم زياد به اين موضوع نپردازم! وقتي اين شعار
تبليغاتي را كه براي يكي از مشهورترين نوع پوشاك آقايان است را ديدم و خواندم،
خجالت كشيدم: ""ديده
ميشويد"" آيا پوشش و
پوشيدن، براي ديده شدن است يا براي مخفي شدن؟ يا برعكس، پوشيدن
آن لباس خاص موجوديت انساني را از من ميگيرد و به من فقط موجوديت آن لباس را ميدهد. آنگاه، من، من
انسان، ميشوم يكدست كت و شلوار!!! هيچيك مهم
نيستند!!! مهم اينست كه تو
زيبا بشوي! اما آيا كسي كه
جلوي بعضي خود را آراسته و زيبا ميكند و جلوي بعضي ديگر خير، به دنبال زيبايي
است. بعضي از افراد
جلوي جنس مخالف يه جور لباس ميپوشند و جلوي هم جنس، نوعي ديگر. آيا اين در
راستاي زيبا پسندي شخصي است؟ و اما بحث اصلي
تري كه بعد از همهي اين ماجراها به آن ميرسيم، "" مد ""
است. آري همين مد كه
فقط براي درآمدزايي افراد مبتكر آن است. آيا كسي كه مدام
به فكر مد و انتخاب لباس جديدي كه كسي آنرا نديده است باشد، چيزي از حس هم نوع
دوستي ميداند؟آيا ميفهمد آنكس را كه لباس ژنده به تن دارد؟ آيا در اينصورت
انسان يك كالا نيست؟ كه مدام بايد در معرض ديد ديگران قرار بگيرد و مورد خوشايند و
غافلگير كنندگي ديگران واقع شود؟! كه طبعا در
اينصورت شما در انسان معنويت را نميتوانيد بيابيد. شما انسان را يك لباس ميبينيد. دقيقا برعكس
آنچه كه نسبت به پوشيدگي در اسلام ميگويند. اما براستي
كداميك صحيح است؟ ...... كه البته به همهي
اين مصيبتها، درآمد طراحان مد را نيز بيفزائيد. غرب به وضوح در
يك جنگ نرم، برهنگي و مد پروري را سرلوحهي كار قرار داد و در نبرد با مليت و مذهب
و سنت به سادگي پيروز شد. وكسب درآمد وسيعي كرد. غرب بجاي آنكه
لباس به تن كند، لباس را از تن درآورد!!!؟ و اغلب فكر كردن
كه اين درست است!! كه به هيچ عنوان
مجال پاسخگويي به آن را در اين مقال ندارم. هنگام استفاده
از مد، افراد در پي انگشت نما شدن و "" من "" شدن ميباشند. در ذلت و خواري
انسان همين بس كه لباسي به تن كند يا مركبي سوار شود كه او را مشهور و انگشت نما
سازد. ميبخشيد صرفا يك
درد دل بود.
آيا امروزه از
لباس صرفا جهت پوشيده بودن استفاده ميشود؟
يا شايد هم
برعكس و در جهت برهنه شدن بكار گرفته شود؟!!
آيا ديده شدن من،
با يك دست كت و شلوار فلان برند است؟
آيا اگر من فلان
لباس را نپوشم، موجوديت ندارم؟
فكر؟؟.......عقل؟؟......اعتقادات؟؟.....نگرشها؟؟.......
مهم اينست كه تو
با پوشاكت انگشت نما شوي. و به آن شهره شوي!!
مهم اينست كه
همه تو را نشان دهند!
البته بحث فقط
به اينجا ختم نميشود كه با نوعي از پوشاك زيبا شويم، يا ديده شويم و از اين قبيل.صد در صد همه از
زيبايي خوششان ميايد.
و يا بازي با
ديگران؟؟!
كساني نشستهاند
تا با طراحي البسهي گوناگون، مغز افراد را در انتخاب نوع لباسشان بكار گيرند.
آيا ديگر انديشهي
او مجال فكر كردن به چيزي بجز مد را ميدهد؟
آيا با ديدن يك
فرد، به نوع لباس و مدش فكر ميكند يا .....؟!
دوستي ميگفت:
پوشيدگي كه دستور اسلام است باعث پنهان شدن انسان از جامعه است.
و اينگونه بيان
داشتن كه اگر غرب اشتباه ميكند، پس چرا پيشرفت ميكند؟؟؟!!
در كل چه زيباست
هنگام حج كه همهي با يك نوع لباس ظاهر ميشوند.
اما در حج افراد
در پي "" ما "" شدن ميباشند.
حال سوال اينست
كه ما بودن باعث پيشرفت جامعه است يا من بودن؟؟!!
ختم كلام را
حديثي از امام صادق قرار ميدهم:
2 بامداد روز
جمعه 7 اسفند 1388


