فریادهای دل تنها
میخوام اون نوع زندگی کردنی رو که دوست دارم، آغاز کنم. میخوام ازین به بعد برای هدفم زندگی کنم... البته زندگی کردن و هدف از زندگی کردن برای هر کسی تعاریف گوناگونی داره اما خوب من هم مثله بقیه برای خودم تعریفی از زندگی دارم. من هم هدفی برای زندگی کردن دارم. اصلا من موندم که چطوری تو این همه مدت که زندگی کردم، چرا برای هدفم زندگی نکردم؟؟! چرا زندگیم به سمته هدفم پیش نمیره. برای همین میخوام از همین حالا، (آره همین حالا، نه از فردا، نه از هفته ی بعد، نه از........) شروع کنم به زندگی کردن در راستای هدف زندگیم. این می تونه اولین قدم باشه. من نمیخوام زنده بودن رو به زندگی کردن تعبیر کنم. چرا که زندگی ما به زنده بودن ما ربطی نداره.(حداقل به عقیده ی من اینطوریه) زنده بودن ما باعث میشه که ما هدفمون متفاوت باشه. البته شاید زندگی کردن در شرایط زنده نبودن، اساسا هدفی رو دنبال نکنه.(نمیدونم؟) اما هدف من در شرایط زنده بودن اینه: "کشف حقیقت" آیا کسی هست که مدعی باشه که تمام حقیقت هستی رو کشف کرده و پی برده؟ اگر هست که حتما به من ایمیل بزنه که خیلی سوال ها ازش دارم. من فکر می کنم اگر هدف از زندگی رو کشف حقیقت قرار بدیم، چرا که در آخرین مرحله کشف حقیقت یعنی در مرحله کشف مرگ باقی خواهیم ماند. که چه زیبا گفت علی (ع): "بزرگترین اسرار ،مرگ است" سلام به همه ی کسانی که دل هایشان فریادهایی بی صدا می زنند...
عمر نوحم که داشته باشیم بازهم وقت کم بیاریم.
بالاخره شروع کردم.....
شروع به نوشتن آنچه دلم می گوید.


